وقتی مردم میفهمیدند پسر مهوش هستم حیرت میکردند، بعضیها هم طعنه میزدند
وقتی مادرم در آن تصادف وحشتناک جان خود را از دست داد در اوج محبوبیت بود و از خود بیش از یک میلیون ثروت به جای گذاشت که میبایست به من و خواهرم برسد که من فقط حیاط کوچک و محقر جنوب شهر نصیبم شد که شوهر دیگر مادرم بیشتر آنها را با سندهای مختلف از آن خود کرد و آنچه به من هم رسید معلوم نشد چطور حیف و میل شد.